ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

75

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

از آنجا وارد منزل كه شديم محلى به نظر آمد كه چهل پنجاه خانوار بودند ، و مجموع اهل آنجا زرخريد و رعيت شخص بزرگى بودند ، كه خود بر طرف شده بود و اين خانه‌ها و رعيت به زن او منتقل گرديده بود . در خانهء او فرود آمديم . ملاحظه [ شد ] كه زن و دختر بسيارى از همين اهل محل ، زرخريد شوهر خود [ را ] آن زن در خانهء خود جمع كرده و چندين كارگاه به جهت آنها برپا كرده ، يكى حاشيه شال از كورك بطريق حاشيه شال كشميرى به كارگاه بسته به سوزن مىدوخت . كه فرق با حاشيهء شال جنابى نداشت و ديگرى پارچه‌هاى نازك به كارگاه بسته به طريق آقابانوئى و سمندرانه گل و بوته و اسليمى و اقسام طرح‌ها در كمال خوبى به سوزن مىدوخت ، و هم‌چنين يكى گلابتون در روى پارچهء اطلس و ماهوت مىدوخت . هريك متوجه امرى بودند . مشخص شد كه اين زن همهء زنان و دختران اينجا را كه زرخريد شوهر او هستند به تحصيل اين كمالات مأمور كرده ، و همه مكمل شده‌اند . و از اينجهت ، دولتى و زندگانى معقولى بهمرسانيده ، بعد از ملاحظهء آنها در آن خانه و آن منزل توقف شد ، و آن شب را در آنجا بسر برده صبح از آنجا حركت و روانهء منزل ديگر شديم . يوم دوشنبه بيست و دويم : صبح از آن منزل حركت و بعد از طى شصت و پنج ورث كه يازده فرسنگ بوده باشد وارد منزل زادونسكى شديم . در عرض راه يك جا اسب عوض كرده و دهات و جنگل و اشجار بسيار ، سمت چپ و راست راه بود . رودخانهء كوچك وجوى « 1 » آب نيز بسيار بود . در دو مكان پل چوبى بسته بودند ، عبور شد . تل ماهور و گل بسيار در راه بود . در وسط راه محلى بود فرود آمده ، در خانهء شخصى كه زبان انگريزى را خوب تكلم مىكرد ، ناهار و چاى « 2 » صرف نموده از آنجا روانهء منزل شديم . به ورود آنجا در مكان مرغوبى فرود آمده ، توقف نموديم . زادونسكى محل مرغوبى است . دويست سيصد خانوار جمعيت دارد . كليساى متعدد در آنجا ملاحظه شد . خانه‌ها و عمارات خوب دارد . اما به نظام نيست و محل قديم است . بعضى خانه‌ها اوطاق‌هاى وسيع دارد ، از جمله در اين خانه كه ما فرود آمديم ، مكان‌ها و اوطاقهاى بزرگ بسيار دارد . آن شب در آنجا به سر برده روز ديگر از آنجا حركت و روانهء منزل ديگر شديم . سه‌شنبه بيست و سيم : صبح از آن منزل حركت و بعد از طى پنجاه و هفت ورث راه كه ده فرسنگ بوده باشد وارد يلدسكى شديم . در عرض راه دوجا اسب عوض كردند . دو دفعه از رودخانهء دون [ در ] اين روز عبور شد ، كه پل چوبى طولانى روى آن بسته بودند . و سواى آن در اين راه جوىهاى « 3 » آب و جنگل و اشجار و باغات و خانه‌ها و قراء در هر سمت بسيار است ، كه ملاحظه شد . بعد از گذشتن از آنها قدرى بروز مانده وارد منزل شديم . شهرى بزرگ و وسيع به‌نظر آمد ، دو سه هزار خانوار جمعيت در آنجا مىباشد . كليساهاى متعدد دارد . دكان و بازار از هر صنف در آنجا هست . و اصل شهر در سنهء تلى واقع شده و رودخانهء سسنه

--> ( 1 ) - متن : چوب آب ( 2 ) - متن : چاهى ( 3 ) - متن : جوبها